
سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد:
1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده
2- كيوپيد(CUPID)
3- كبوتر،قمري و مرغ عشق
4- گل رز
5- تور
6- گره هاي عشق
7- علامت"X"
8- روبان قرمز
در زیر به توضیح موارد فوق می پردازم.
احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد ميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.

2- كيوپيد(CUPID): كـه به شـكل يك كودك برهنه، فربه و بالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانه تـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود.
كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه هاي روم باستان مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است.
كوپيد برخي اوقات آمور(AMOR) نيز ناميده ميگردد. همتاي كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS نام دارد.

3- كبوتر،قمري و مرغ عشق: اين پرندگان نماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند.
4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و
گذشت.

5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـل ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاه دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آن ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به زن ميداد.

6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته
شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد عشق جاوداني و پايدار است.

7- علامت"X":اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است.
8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه ها هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند.
چند تا عکس باحال براتون گذاشتم تا لذت ببرید




مرد: دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمی شم...
زن: آقا حالا یه غلطی کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...
مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش...
-- بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد. دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده...
مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ...
مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کونی...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من... تو رو... می کشم...
زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).
مرد: من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره...
دختر: چی؟ چی گفتی مرتیکه ی ****؟ دارم بهت می گم ماشین بی ماشین. همین که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشینم می خوام. میخوای بری بیرون پیاده برو...
باباه:جیکش در نمی یاد...
-- بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه !
"من نه به سختي ها، که به زيباييها ميانديشم که هنوز پا بر جاست"
* رز سرخ: عشق بي ريا،زيبايي،شجاعت،احترام،تبريك،"دوستت دارم"

* رز سفيد: پاكي،معصوميت،راز،سكوت،فروتني،احترام، "عشق من به تو عميق و خالصانه است"

* رز صورتي: قدرداني، "متشكرم" وقار،ستايش،همدلي،لطافت،شادكامي، "باورم كن" ، "تو خيلي دوست داشتني هستي"

· رز زرد: شادماني،رفاقت،شوق،حسادت،آغاز دوباره، "فراموشم نكن" - "معذرت ميخواهم"

رز بنفش: عشق در نگاه اول،سازش

* رز نارنجي: اشتياق،شيفتگي،آرزو

* غنچه رز: نماد پاكي و زيبايي،جواني،عشق نوپا.

* يك شاخه گل رز: سادگي،سپاسگزاري،عشق تازه.
* رزسفيد عروس: عشق مبارك و فرخنده.

* رز قرمز سير:" هنوز دوستت دارم"
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش

شهر اول : نگاه و دلربايي .:.
شهر دوم : ديدار و آشنايي .:.
شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي .:.
شهر چهارم : بهانه ، فکر، جدايي .:.
شهر پنجم : بي وفايي .:.
شهر ششم : دوري و بي اعتنايي .:.
شهر هفتم : اشک ، آه ، تنهايي

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟
جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .
تو تنها نيستي .
توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري،
قلب ميزارم که جا بدي،
اشک ميدم که همراهيت کنه،
ومرگ که بدوني برميگردي پيشم

به من ميگفت: انقدر دوستت دارم كه اگر بگويي بميرميميرم...
باورم نمي شد... فقط براي يك امتحان ساده به او گفتم بمير...!
سالهاست در تنهايي پژمرده ام... - كاش امتحانش نمي كردم.
**************************************
من در حسرت نگاه تو مانده ام... من دور از تو و تو دور از من....
من در انتظارت نشسته ام تو مهربان من تو عزيزترين من بيا
که در انتظارت مرده ام من چشم در راه نيستم
من خسته از دوريت نيستم
چون.... تو هميشه در قلب مني و با تمام وجود
مي خواهم بگويم که دوستت دارم ...
**************************************
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با
سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت
مي کارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم ![]()
من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني .
ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم .
تو هم از غصه دور خودت پيله بستي . ...
حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من هنوز يه کرم سيبم و
تو يه پروانه خوشگل تو پر زدي و رفتي و من موندم و
سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده
اگر من جاي او بودم ، براي خاطر تنها يکي مجنون صحرا گرد بي سامان ،
هزاران ليلي نازآفرين را کو به کو آواره و ديوانه مي کردم .....
سوختم آیا پناهم میدهی؟
آتشی افتاده برجان و دلم ، قطره آبی بر لبانم میدهی؟
میهمان جان جانان گر شوم، میزبانی را نشانم میدهی؟
تا بیاسایم دمی درپای عشق، زیرچترت سرپناهم میدهی؟
ای جواب پرسش بی پاسخم، عشق را آیا نشانم میدهی؟
رو مگردان نازنین با گوشه چشمت بگو درشرار چهره ات یک بوسه گاهم میدهی؟

و براي او جايي تعيين كردهاي. سعي كن خانه دلت را تنها از دوستان پركني
و هرگز گوشهاي از آن را در اختيار دشمنان نگذاري

با جون و دل يارم شوي تا عاشق زارت شوم
من نيستم چون ديگران بازيگر بازيگران
اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم

اگر از ياد تو يادي نكنم مي شكنم
بر لب كلبه محصور وجود
من اگر در اين خلوت خاموش سكوت
اگر از ياد تو يادي نكنم مي شكنم
اگر از هجر تو آهي نكشم
تك وتنها به سوي خدا ميشكنم
براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو.
ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه.
حالا فهميدي چرا اب دريا شوره؟



وقتيكه تو رو در قلب كوچكم جاي دادم تازه صداي ضربان قلبم را شنيدم
وقتيكه دست در دستان تو نهادم تازه معناي گرمي را درك كردم
لحظه ها و ثانيه هايي را كه با تو سپري مي كنم بيشتر پي به معناي زندگي مي برم
هنگاميكه به ياد تو هستم مي فهمم كه آرامش چيست و هرگاه به جدايي مي انديشم كنار خود سايه
مرگ را مي بينم

يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه وگرنه مي سوزه
يه دل هميشه بايد توش غم باشه وگرنه مي شکنه
يه لب هميشه بايد روش خنده باشه وگرنه زود پير مي شه
يه کبوتر بايد عشق پرواز داشته باشه وگرنه اسير ميشه
يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمي چسبه
يه ديوار هميشه بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه مي ريزه
يه قلب هميشه بايدبه يه نفرايمان داشته باشه وگرنه فاسدمي شه
يه جاده هميشه بايدانتهاداشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگم مي شه
يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت مي شه

اي کاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم
اي کاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت را برويت مي گسترانيدم
اي کاش مي توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمت ابري مي شد باريدن مي گرفت
اي کاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم
اي کاش مي توانستم يک پرنده باشم و پرمي گشودم وتا دوردستها درکنارتوپروازمي کردم
و اي کاش سايه بودم تا نزديکترين کس به تو باشم
آري اي کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم

آری آغازدوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست.
به دوچيزعشق مي ورزم:يکي تو وديگري وجودتو.
به دوچيز اعتقاددارم:يکي خدا وديگري تو.
من دراين دنيا دوچيزميخواهم:يکي تو وديگري خوشبختي تو.
من اين دنيا رابراي دوچيزميخواهم:يکي تو وديگري براي با تو موندن تا هميشه
آدمک مرگ همين جاست،بخند
آن خدايي که بزرگش خواندي
به خدا مثل تو تنهاست ، بخند
دستخطي که تو را عاشق کرد
شوخي کاغذي ماست ، بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گريه چه زيباست ، بخند
صبح فردا به شبت نيست که نيست
تازه انگار که فرداست ، بخند
راستي آنچه به يادت داديم
پر زدن نيست که درجاست ، بخند
آدمک نغمه ي آغاز نخوان
به خدا آخر دنياست ، بخند

برای هر چیزی پایانی را نهاده اند.
.برعشق جدایی را.
. بر شادی اندوه را
بر زندگی مرگ را
و برای تنهایی دوستی را
و فقط دوستی من و توست که می تواند تا مرز ابدیت پیش رود! اگر......

